سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

71

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

حكم بچه‌اى كه مرضعه او را به صاحبش برگردانده و صاحب انكار مىكند كه او بچه‌اش باشد نمود مگر آنكه او نيز خودش را بطور حزم و يقين تكذيب نمايد كه در اين صورت ديه بعهده‌اش مىآيد تا آنكه طفل ايشان يا بچه‌اى را كه احتمالا از آن ايشان هست حاضر نمايد . شار شارح ( ره ) مىفرماين : دليل بر لزوم تصديق ظئر صحيحه حلبى از مولانا الصادق عليه السلم است مضافا به اينكه ظئر امينه بوده و ليس على الامين الّا اليمين . و در ذيل [ حتّى تحضره او من يحتمله ] مىفرماين : چه آنكه ظئر مدّعى موت و مرگ بچه نيست و چون او را از اهلش گرفته و پذيرفته لاجرم در ضمانش مىباشد تا به ايشان برگرداند و اگر مدّعى شود كه طفل مرده ضمانى در عهده‌اش نيست . و در هروقت كه مرضعه طفلى را كه احتمالا بچه خودشان باشد آورده و به ايشان تسليم نمود بر ايشان لازم است آن را قبول كنند اگرچه قبلا در ادّعاى اعاده مرتكب دروغ شه باشد چه آنكه ظئر امينه بوده و كذبش براى مرتبه دوّم معلوم و مسلّم نيست پس بايد از وى قبول نمود . قوله : فانكره اهله : ضمير منصوبى در [ انكره ] به ولد راجعست چنانچه ضمير در [ اهله ] نيز چنين مىباشد . قوله : صدّقت : ضمير نائب فاعلى به ظئر برمىگردد . قوله : لصحيحة الحلبى عن ابى عبد اللّه عليه السلام : اينروايت را مرحوم صدوق درك تاب فقيه طبع جديد ج ( 4 ) ص ( 119 ) به اين شرح نقل فرموده : روى حماد عن الحلبى قال : سئل ابو عبد اللّه عليه السلام عن رجل استأجر ظئرا فدفع اليها ولده